کتاب جهان هولوگرافیک

کتاب جهان هولوگرافیک
نوع فایل
pdf
تاریخ انتشار
۲۶ خرداد ۱۴۰۰
دسته بندی
تعداد بازدید
376 بازدید
18,000 تومان
افزودن به سبد خرید
  خرید این محصول

نقد و بررسی کتاب جهان هولوگرافیک

آیا پختن غذا با حرارت ذهن، طی کردن مسافت با سرعتی بیش از سرعت نور، شفا گرفتن بیمارانی که از آنها قطع امید شده است

و یا آوردن اندیشه‌ها  بر روی بدن، با توجه به توانایی‌های بشر امکان پذیر است؟

بسیاری از مردم اینگونه اتفاقات را باور ندارند و آن‌ها را خرافه می‌دانند.

اما گروهی از دانشمندان سعی دارند تا قدرت بی‌انتهای ذهن انسان را با استفاده از متافیزیک و مبانی علمی توضیح دهند

و این مسائل را ممکن می‌دانند. تالبوت در کتاب جهان هولوگرافیک سعی در توضیح توانایی‌های عظیم ذهن و اسرار ناشناخته‌ی آن دارد.

Word1

جهان هولوگرافیک درباره چیست؟

«آلبرت انیشتین» بزرگترین فیزیکدان معاصر، اثبات کرد که هیچ ارتباطی با سرعتی بالاتر از سرعت نور امکان پذیر نیست.

اما «اسپکت» و تیمش کشف کردند که ذرات زیر اتمی مانند الکترون‌ها تحت شرایطی خاص می‌توانند

فارغ از فاصله‌ای که دارند با یکدیگر و به طور همزمان ارتباط برقرار کنند.

با توجه به کشف «اسپکت»، فیزیکدان انگلیسی «دیوید بوهم» این نظریه را مطرح کرد که جهان در اصل یک هولوگرام عظیم و با شکوه است.

هولوگرام تصویری است سه بعدی که با استفاده از لیزر ساخته می‌شود.

به منظور تولید هولوگرام، جسم باید ابتدا در نور یک اشعه لیزر غرق شود.

سپس، اشعه دومین لیزر با انعکاس اشعه قبلی برخورد می‌کند و باز می‌گردد که یک الگوی تداخلی را می‌سازد.

وقتی فیلم ظاهر شده با اشعه لیزر دیگری روشن شود، تصویر سه بعدی جسم ظاهر می‌شود.

زمانی‌که مثلا تصویر هولوگرام یک کتاب از وسط به دو قسمت تبدیل شود و دوباره با اشعه لیزر روشن شود، مشخص می‌شود

که باز هر قسمت تصویر اصلی کتاب را نشان می‌دهد. اگر باز هم تقسیم کردن کتاب ادامه پیدا کند،

همچنان هر جز تصویر کتاب را به طور کامل نشان می‌دهد و یک نظم کل در جزء را به تصویر می‌کشد.

با استفاده از همین موضوع «بوهم» عنوان می‌کند که ذرات زیر اتمی به یکدیگر از فاصله‌های دور پیام‌های سری منتقل نمی‌کنند

بلکه آن‌ها اساسا موجودیت مستقل ندارند و همگی از یک منشا کلی و بنیادی هستند.

«بوهم» معتقد است در یک جهان هولوگرافیک زمان و فضا نیز به صورت واقعیت بنیادی نیستند

زیرا در واقع هیچ چیز واقعا جدا از چیزهای دیگر نیست و زمان و مکان در یکدیگر ادغام خواهند شد.

 با استفاده از این نظریه مایکل تالبوت کتاب جهان هولوگرافیک را نوشت و کتاب در سراسر جهان طرفداران بسیار زیادی دارد.

نقد کتاب جهان هولوگرافیک؛ جدال اهالی ادبیات و علم

«داریوش شایگان» فیلسوف و نویسنده؛ بعد از مطالعه‌ی کتاب، جهان هولوگرافیک و نظم مستتر و نامستتر آن‌را جالب و هیجان‌انگیز می‌داند.

«گلی ترقی» نویسنده و مترجم هم بعد از مطالعه‌ی اثر داریوش مهرجویی  از خوانش این کتاب ابراز رضایت کرد

و از اینکه جهان هولوگرافیک در حالی ‌که هست و دیده می‌شود مانند تصویر سه بعدی «پرنس لیا»

در فیلم جنگ ستارگان، آنجا نیست و وقتی دست از میان آن رد می‌شود هیچ چیز نیست شگفت زده شده بود.

اما تمام نقدها درباره‌ی  کتاب مثبت نیست و بسیاری از دانشمندان کتاب را نظریه علمی نمی‌دانند

بلکه آن را «شبه علم» دسته‌بندی کرده و انتقادات زیادی به پایه و اساس تحلیل‌ها و نظریات کتاب وارد می‌کنند.

دکتر «محمدرضا توکلی صابری» یکی از مترجمان حرفه‌ای کتاب‌های علمی درباره‌ی کتاب جهان هولوگرافیک این‌گونه می‌نویسد:

«متأسفانه این کتاب نه تنها هیچ توضیح عقلانى این پدیده‌های ماورایی به دست نمى‌دهد و هیچ یک از این ادعاها را ثابت نمى کند،

بلکه خواننده ایرانى هم هیچ رابطه‌اى بین مفاهیم مورد ادعا در این کتاب و عرفان اسلامى یا ایرانى نمى‌یابد.

انبوه خیالبافى‌هاى موجود در این کتاب براى کسى که در جهان واقعى زندگى مى‌کند، تفکر عقلانى دارد،

و مبادى علوم را مى‌داند واقعاً حیرت آور است. این کتاب به استدلال منطقى و تفکر عقلانى نه پوزخند، بلکه قهقهه زده است.

دنیاى تالبوت دنیاى هولوگرافى نیست، دنیاى هپروت و هالوسالارى است.

«جهان هولوگرافیک» تالبوت کاریکاتورى از مُثُل افلاطونى همراه با آمیزه‌اى از خرافات است.

تنها بخشى از کتاب که حاوى حقایق علمى است، بخشى است که به توضیح هولوگرافى مى پردازد،

که البته در این مورد هم تالبوت زیاد موفق نبوده است و خیالات خود را در میان توضیحات علمى جا زده است.

تالبوت البته کتابهاى شبه علمى زیادى نوشته است و افسانه پردازى‌هاى زیادى کرده است، ولى این کتاب از نظر تحمیق مردم، واقعاً سرآمد آنهاست.

او با نوشتن این کتاب ژانر جدیدى به نام «افسانه شبه علمى» به وجود آورده که کاریکاتورى است از افسانه هاى علمى و شبه علم»

مایکل تالبوتنویسنده کتاب جهان هولوگرافیک

مایکل تالبوت‌ (Michael Talbot) نویسنده آمریکایی، در سال ۱۹۵۳ در ایالت میشیگان آمریکا به دنیا آمد.

در دوران جوانی به نیویورک رفت و در آنجا به عنوان یک نویسنده آزاد و مستقل شروع به فعالیت کرد.

در آن سال‌ها تالبوت درباره‌ی مسائل مختلف مطالبی را منتشر می‌کرد. اولین رمان خود را با نام «وابستگی ظریف» منتشر کرد

که درباره زندگی خون‌آشام‌ها نوشته شده است.

با وجود اینکه کتاب هرگز تجدید چاپ نشد اما به عنوان یکی از رمان‌های کلاسیک درباره خون آشام‌ها شناخته می‌شود

و در لیست بهترین رمان‌ها با محوریت خون آشام‌ها قرار گرفته است.

دو رمان دیگر او با نام‌های ‌«باتلاق» و «شبانه‌ها» در ژانر وحشت نوشته شده است.

موضوع محوری کتاب‌های تالبوت پیدا کردن شباهت‌هایی بین اسطوره‌ها و رازهای باستانی و فیزیک کوانتوم است.

تالبوت بر اساس نظریه‌های دو دانشمند به نام «پریبرام» و «بوهم» معتقد است که جهان ما شبیه هولوگرامی عظیم است.

«پریبرام» روان‌شناس اتریشی معتقد است که مغز ما شبیه یک هولوگرام است که تصویرهای سه بعدی را در ذهن ما ایجاد می‌کند

(که بسیاری از روانشناسان در صحت این موضوع شک و تردید دارند). «بوهم» فیزیکدان آمریکایی نیز در نظریه‌ی بیان می‌کند

که سطح دیگری از حقیقت در ورای واقعیت فیزیکی ادراک روزمره‌ی ما قرار دارد (درباره نظریه بوهم نیز بسیاری از فیزیکدان‌ها نقد‌های جدی دارند).

براساس نظریه جهان هولوگرافیک از این دو دانشمند،

تالبوت کتاب جهان هولوگرافیک : نظریه‌ای برای توضیحتوانایی‌های فراطبیعی ذهن و اسرار ناشناخته‌ی مغز و جسم را منتشر کرد.

ترجمه جهان هولوگرافیک؛ پنجاه بار تجدید چاپ

 داریوش مهرجویی‌ آن را به فارسی برگرداند و انتشارات هرمس آن را روانه بازار کرد.

کتاب دیگر نویسنده به نام «عرفان و فبزیک جدید» نیز توسط «مجتبی عبدالله‌نژاد» به فارسی ترجمه  نشر «هرمس» آن را منتشر کرده است.

علاقه‌مندان به کتاب جهان هولوگرافیک(The Holographic Universe) می‌توانند

نسخه‌ی الکترونیک (pdf) این اثر را با ترجمه‌‌های ذکر شده و همچنین دو نسخه‌ی صوتی آن را در سایت فیدیبو خرید و دانلود کنند.

 داریوش مهرجویی‌؛ مرد سینما، ادبیات و فلسفه

«داریوش مهرجویی‌» فیلم‌ساز، نویسنده و مترجم ایرانی است که در سال ۱۳۱۸ در تهران متولد شد.

مهرجویی که بیشتر به عنوان کارگردان و فیلم‌ساز در بین مردم شناخته شده است

دارای لیسانس فلسفه از دانشگاه یو سی ال ای (UCLA) آمریکا است.

او یکی از شناخته شده‌ترین فیلمسازان ایرانی است که در عرصه‌های جهانی نیز خوش درخشیده است.

با این حال همواره علاقه‌اش به ادبیات و فلسفه در آثار او دیده می‌شود. بسیاری از فیلم‌های او از داستان‌ها و رمان‌های مطرح اقتباس شده است.

فیلم «گاو» ساخته مهرجویی در سال ۱۳۴۸ به کمک «غلامحسین ساعدی» بر اساس مجموعه داستان «عزادران بَیَل» ساخته شد

و یکی از فیلم‌هایی لقب گرفت که موج نوی سینمای ایران را شکل داد. مهرجویی علاوه بر فیلمسازی،

در زمان تحصیل در آمریکا سردبیری مجله پاریس ریویو را در لوس آنجلس برعهده داشت.

همچنین او چندین جلد رمان از جمله به خاطر «یک فیلم بلند لعنتی، در خرابات مغان و سفر به سرزمین فرشتگان» را نیز منتشر کرده است.

علاوه بر این، او به عنوان مترجم نیز فعالیت کرده است و کتاب‌هایی مانند «بعد زیبایی شناختی و زیباشناختی واقعیت»

از «هربرت مارکوزه» و «آوازه‌خوان طاس و درس» از «یونسکو» با ترجمه «داریوش مهرجویی» در بازار یافت می‌شوند.

کتاب جهان هولوگرافیک را نیز پس از معرفی توسط «داریوش شایگان» و «گلی ترقی» ترجمه کرد. او در مقدمه کتاب اینگونه می‌نویسد:

«من وقتی آن‌را خواندم، عین یک داستان شیرین هیجان‌انگیز بود که در عین حال داشت به سوال‌های بزرگ هستی شناختی،

یزدان شناختی و فلسفی من نیز جور خاصی جواب روشن امروزی می‌داد (فارغ از رمز و راز و ابهام)، تا حدی باورپذیر می‌نمود.»

Word1

در بخش‌هایی از کتاب جهان هولوگرافیک می‌خوانیم

در فیلم جنگ ستارگان، ماجراهای سفرهای «لوک اسکای واکر» زمانی آغاز می‌شود که از روباتی به نام «آرتو دیتو» اشعه‌ای نورانی فرا می‌تابد

و تصویر سه بعدی مینیاتوری کوچک «پرنسس لیا» را روی زمین مجسم می‌سازد.

لوک مسحور و شگفت زده مجسمه نورانی و شبح‌گونه ای را می‌بیند که التماس کنان کسی را به نام اوبی – وان کنوبی به کمک می‌طلبد.

این یک تصویر هولوگرام است، یعنی تمثالی است سه بعدی که به وسیله اشعه لیزر ساخته شده

و جادوی تکنولوژیک لازم جهت ساختن چنین تصویری واقعا حیرت‌آور است.

ولی حیرت‌آورتر اینکه برخی دانشمندان بر این باورند که خود جهان نوعی هولوگرام غول پیکر است،

یعنی توهمی است با شکوه، با همه جزئیاتش، که کم و بیش واقعی‌تر یا ناواقعی‌تر از تصویر پرنسس لیا نیست که لوک را به جستجو و طلب وا می‌دارد.

کتاب جهان هولوگرافیک

برخی نام‌ها، برای من، مصداق آن جمله معروف تبلیغاتی درباره یک کالا هستند «نامی که می‌شناسید و به آن اطمینان دارید». داریوش مهرجویی از جمله نام‌هایی است که می‌شناسیم و من یکی به شدت به او اطمینان دارم. خب، مهرجویی فیلمساز برجسته‌ای است و این را همگان می‌دانند.

گیریم که برخی آثارش بیانگر تمامی قدرت و اندیشه او نیستند و این از قضای روزگار است، نه ناتوانی او. ویژگی مهم و ارزشمند مهرجویی، که شاید در میان سینماگران ایرانی او را بی‌همتا کرده، آن است که او پیچیده‌ترین و اساسی‌ترین مباحث اندیشگی را در ساده‌ترین و روان‌ترین شکل ممکن بیان می‌کند. نمونه‌اش گاو، پستچی، هامون، پری و سارا که این پنج فیلم یک وجه مشترک دارند و آن درونمایه فلسفی آنهاست. یا به عبارت دیگر این آثار درباره چیستی حیات انسانند و از این رو، همواره تروتازه‌اند و از گزند روزگار و غبار زمان محفوظ.

اما بهانه نوشتن این یادداشت،‌ مرور کارنامه سینمایی مهرجویی نیست، بلکه انتشار چاپ چهارم کتابی است به نام «جهان هولوگرافیک» نوشته مایکل تالبوت که مهرجویی آن را ترجمه کرده و نگارنده در حال خواندن است. اینکه می‌گویم «است» به این لحاظ است که خواندن این کتاب پیچیده درباره یکی از ناشناخته‌ترین و غامض‌ترین و در عین حال برای عده‌ای از جمله من «غیرواقعی‌ترین» مباحث هستی بسیار دشوار است و نیاز به تمرکز زیاد دارد که من با این ذهن مغشوش که از تبعات یک زلزله ناگهانی در روند انتشار ماهنامه «هفت» است، باید هر پارگراف کتاب را یکی، دو بار بخوانم تا مضمون آن را به خوبی دریابم.

این کتاب، چنان که روی جلدش هم ذکر شده، «نظریه‌ای برای توضیح توانایی‌های فراطبیعی ذهن و اسرار ناشناخته مغز و جسم» است. یعنی چه؟ یعنی اینکه همه جهان آن چیزی نیست که به چشم ما می‌آید، بلکه رازهایی در خلقت هست که همچنان ناشناخته مانده و به‌رغم شواهد فراوانی که نمونه‌هایش در همین کتاب ذکر شده، عده‌ای از جمله نگارنده – دست‌کم تاکنون – به دلایلی مایل به باور کردن آنها نیستیم. چرا که برخی شواهد مورد اشاره، ‌با تعابیر مرسوم، خرافه‌هایی بیش نیستند. اما نویسنده کوشیده است تا از زاویه یک پزشک، به تحلیل علمی آنها بپردازد.

مثلا در جایی از کتاب از پیرمردی هندی به نام «سای بابا» حرف می‌زند که قادر است «از هیچ، چیزهایی بسیار بیشتر از نمک و سنگ‌های صیقل‌یافته تولید کند. او می‌تواند از هوا قفل، انگشتر و جواهرات بیافریند و آنها را به عنوان هدیه به هوادارانش بدهد. او در عین حال قادر است انواع و اقسام غذاها و شیرینی‌های هندی تولید کند و از میان دست‌هایش میزان قابل ملاحظه‌ای خاکستر مقدس بیفشاند.» گویا غذاهایی که او با نیروی فکر تولید می‌کند و به طرفدارانش می‌دهد چنان داغ‌اند که دست آنها را می‌سوزاند.

در عین حال این بابا می‌تواند در یک آن غیب شده، صدها متر آن‌طرف‌تر ظاهر شود. خب، این یک نمونه از مضامین خارق‌العاده‌ای است که در این کتاب عجیب ارائه شده تا به استناد آن ثابت شود که مغز و جسم انسان چنان پیچیده است که باورکردنی نیست. در جایی دیگر، به دختر نوجوانی اشاره می‌کند که قادر است اندیشه‌هایش را روی بدنش تصویر کند. یعنی به هر چه فکر می‌کند، آن چیز روی بدنش تجسم پیدا می‌کند. حتی اگر به واژه‌ای فکر کند، آن واژه روی شانه‌اش مجسم می‌شود.

بخشی از کتاب به قدرت معجزه اشاره می‌کند و اینکه بیماران لاعلاجی بوده‌اند که در عین ناامیدی و در آستانه مرگ، به کمک ادعیه، توانسته‌اند درد را از وجود خود بزدایند. از جمله قدیسه‌ای به نام ورونیکا جولیانی «که در اواخر عمرش تصاویر مربوط به مصائب مسیح یعنی تاج خاردار،‌ سه عدد میخ،‌یک صلیب و یک شمشیر، روی قلبش نقش بسته و آنها را نقاشی می‌کرده است.

پس از مرگ وی، کالبدشکافی نشان داد که این تصاویر واقعا روی قلب او و دقیقا همان‌طور که توصیف کرده بود حک شده بودند. دو پزشک مسئول کالبدشکافی سوگند خوردند و شهادت دادند و امضا کردند که این نقوش را دیده‌اند.»

به هر حال، مضمون و محتوای کتاب از چنین حال و هوایی برخوردار است؛ یعنی اشاره به غیرممکن‌ها برای بیان این نکته که جهان هستی، آن چیزی نیست که به چشم می‌آید، بلکه برای درک بهتر هستی باید چشم دل را گشود؛‌ یعنی همان چیزی که در عرفان ایرانی بارها بر آن تاکید شده.
«چشم دل باز کنی که جان بینی/ آنچه نادیدنی است آن بینی».

مولف کتاب در بخش نخست می‌کوشد تا مفهوم هولوگرام را از جنبه فیزیکی و علمی توضیح دهد و به استناد سخنانی از دانشمندان علم فیزیک، ثابت کند که «جهان و ما و هرچه در آن است – از دانه‌های برف تا درختان کاج، شهاب‌های فروافتاده و الکترون‌های چرخان – همگی فقط تصاویر شبح‌وار یا فراکنش‌هایی از سطح واقعیت است. چنان دور از واقعیت خاص ما که تقریبا ورای مکان و زمان قرار می‌گیرد.» خب، گمان می‌کنم برای اثبات اینکه کتاب مذکور اثری عجیب و غریب اما به شدت خواندنی و وسوسه‌برانگیز است، همین مقدار کافی باشد.

اما راست‌اش برای من وسوسه‌ای مهمتر باعث شد تا سراغ این کتاب بروم. نام مهرجویی به عنوان مترجم و از آنجا که به او اعتماد دارم، به‌رغم پرهیز همیشگی از ورود به مفاهیمی که اعتراف می‌کنم قدرت درک و تحلیل آنها را ندارم، کتاب را دست گرفتم. بفهمی نفهمی دارم متقاعد می‌شوم که «تا نباشد چیزکی مردم نگویند چیزها». هنگام خواندن کتاب بارها به یاد عرفا و بزرگان این عرصه افتادم که، به استناد متون موجود در ادبیات ایران، از قدرتی ورای قدرت انسان‌های معمولی برخوردار بوده‌اند.

جایی از کتاب به مقوله هاله نور یا انرژی‌ای که وجود انسان‌ها را احاطه کرده اشاره می‌شود و اینکه یکی از عرفای هندی چنان نوری از خود ساطع می‌کرده که می‌توانسته در پرتو آن مطالعه کند. این مقوله «کرامات» که در عرفان ایران آنقدر به آن اشاره شد، از همین سنخ و جنس است. برخی عرفای معروف، به مدد قدرت عظیم خویش در شناخت هستی،‌ معجزاتی از خود بروز داده‌اند.

این کتاب می‌کوشد تا به آدم‌های «تک ساحتی»، از جمله نگارنده، بفهماند که چشم دل را هم باز کنیم. شاید که به مدد آن، از این همه واقعیت‌هایی که احاطه‌مان کرده، رها شویم. به هر حال، مهرجویی ترجمه‌ای روان و درست از این متن دشوار ارائه کرده و در حیرتم که چه انگیزه‌ای باعث شده تا دست به چنین کاری بزند.

متن پر از اصطلاحات علمی و تخصصی است که برای ترجمه آن و تطابق با واژگان فارسی، به ویژه نثر روان متن، تلاش فرساینده‌ای صورت گرفته. در عین حال، باید از داریوش شایگان، اندیشمند معاصر ممنون بود که به قول مهرجویی «کتاب جهان هولوگرافیک را نخست چند سال پیش دوست عزیزم داریوش شایگان در سفر آمریکا کشف کرد و گویا چنان به هیجان آمده که چند روز بعد را فقط صرف صحبت در باب این کتاب کرده بود.»

و مقدمه‌اش را چنین به پایان می‌رساند: «خاصیت دیگر کتاب آن است که شاید تلنگری باشد به کسانی که موج مدرنیته دل و ایمانشان را شبهه‌دار کرده و غبار شک بر آن نشانده است و نیز آنهایی که از سخنان متافیزیک بی‌محتوا خسته شده‌اند». من یکی منتظرم که خواندن کتاب به پایان برسد، ببینم که آیا، برای درمان دردهای بی‌درمانم، مرهمی پیدا می‌کنم؟

معرفی کتاب جهان هولوگرافیک اثر مایکل تالبوت

“جهان هولوگرافیک” یا “نظریه ای برای توضیح توانایی های فراطبیعی ذهن و اسرار ناشناخته مغز و جسم” اثری است به قلم “مایکل تالبوت” که در آن اظهار داشته: جهان خود یک هولوگرام غول پیکر است. به این شکل در کتاب “جهان هولوگرافیک”، “مایکل تالبوت” تجارب فراطبیعی ذهن ، مسئله های تئوری کوانتوم ، ماورا الطبیعه و سایر معماهای حل نشده ی بدن و مغز را تشریح می کند.

“جهان هولوگرافیک” که دارای یک پیشگفتار قوی و روشن کننده نیز می باشد، اثری برجسته است که نتیجه گیری های هیجان انگیز آن همچنان با پیشرفته ترین یافته های روز فیزیک ، کیهان شناسی و نظریه ی ریسمان ثابت می شود.

تقریبا همه با هولوگرام آشنا هستند – تصاویر سه بعدی که با کمک لیزر در فضا پخش می شوند. دو تن از شناخته شده ترین متفکران دنیا معتقدند که جهان ممکن است یک هولوگرام غول پیکر باشد؛ یعنی به معنای واقعی کلمه نوعی تصویر یا ساختاری است که حداقل تا حدی توسط ذهن انسان ایجاد شده است. “دیوید بوهم” و “کارل پربرام” که اولی فیزیکدان دانشگاه لندن ، شاگرد اسبق انیشتین و از برجسته ترین فیزیکدان های کوانتومی جهان است و دومی متخصص مغز و اعصاب استنفورد ، و یکی از معماران درک مدرن ما از مغز می باشد ، روش جدید و قابل توجهی در نگاه به جهان ایجاد کرده اند. نظریه ی آنها نه تنها بسیاری از رمز و رازهای حل نشده ی فیزیک بلکه رخدادهای اسرارآمیزی نظیر تله پاتی ، تجارب فراطبیعی ذهنی و تجربه های نزدیک به مرگ ، رویاهای “شفاف” و حتی تجارب عرفانی و مذهبی مانند احساس وحدت کیهانی و شفابخشی را توضیح می دهد.

این کتاب پیچیده، درباره یکی از ناشناخته‌ترین و غامض‌ترین و در عین حال جالب ترین مباحثِ هستی است، چنان که روی جلدش هم ذکر شده، نظریه‌ای برای توضیح توانایی‌های فراطبیعی ذهن و اسرار ناشناخته مغز و جسم است. یعنی چه؟

یعنی اینکه همه جهان آن چیزی نیست که به چشم ما می‌آید، بلکه رازهایی در خلقت هست که همچنان ناشناخته مانده و به‌رغم شواهد فراوانی که نمونه‌هایش در همین کتاب ذکر شده، عده‌ای مایل به باور کردن آنها نیستند. چرا که برخی شواهد مورد اشاره، ‌با تعابیر مرسوم، خرافه‌هایی بیش نیستند. اما نویسنده کوشیده است تا از زاویه یک پزشک، به تحلیل علمی آنها بپردازد. مثلا در جایی از کتاب از پیرمردی هندی به نام “سای بابا” حرف می‌زند که قادر است از هیچ، چیزهایی بسیار بیشتر از نمک و سنگ‌های صیقل‌ یافته تولید کند. او می‌تواند از هوا قفل، انگشتر و جواهرات بیافریند و آنها را به عنوان هدیه به هوادارانش بدهد. او در عین حال قادر است انواع و اقسام غذاها و شیرینی‌های هندی تولید کند و از میان دست‌هایش میزان قابل ملاحظه‌ای خاکستر مقدس بیفشاند. گویا غذاهایی که او با نیروی فکر تولید می‌کند و به طرفدارانش می‌دهد چنان داغ‌اند که دست آنها را می‌سوزاند. در عین حال این بابا می‌تواند در یک آن غیب شده، صدها متر آن‌طرف‌تر ظاهر شود. خب، این یک نمونه از مضامین خارق‌العاده‌ای است که در این کتاب عجیب ارائه شده تا به استناد آن ثابت شود که مغز و جسم انسان چنان پیچیده است که باورکردنی نیست. در جایی دیگر، به دختر نوجوانی اشاره می‌کند که قادر است اندیشه‌هایش را روی بدنش تصویر کند. یعنی به هر چه فکر می‌کند، آن چیز روی بدنش تجسم پیدا می‌کند. حتی اگر به واژه‌ای فکر کند، آن واژه روی شانه‌اش مجسم می‌شود.

بخشی از کتاب به قدرت معجزه اشاره می‌کند و اینکه بیماران لاعلاجی بوده‌اند که در عین ناامیدی و در آستانه مرگ، به کمک ادعیه، توانسته‌اند درد را از وجود خود بزدایند. از جمله قدیسه‌ای به نام “ورونیکا جولیانی” که در اواخر عمرش تصاویر مربوط به مصائب مسیح یعنی تاج خاردار،‌ سه عدد میخ،‌ یک صلیب و یک شمشیر، روی قلبش نقش بسته و آنها را نقاشی می‌کرده است. پس از مرگ وی، کالبدشکافی نشان داد که این تصاویر واقعا روی قلب او و دقیقا همان‌طور که توصیف کرده بود حک شده بودند. دو پزشک مسئول کالبدشکافی سوگند خوردند و شهادت دادند و امضا کردند که این نقوش را دیده‌اند. به هر حال، مضمون و محتوای کتاب از چنین حال و هوایی برخوردار است؛ یعنی اشاره به غیرممکن‌ها برای بیان این نکته که جهان هستی، آن چیزی نیست که به چشم می‌آید، بلکه برای درک بهتر هستی باید چشم دل را گشود؛‌ یعنی همان چیزی که در عرفان ایرانی بارها بر آن تاکید شده:

«چشم دل باز کنی که جان بینی          آنچه نادیدنی است آن بینی»

مولف کتاب در بخش نخست می‌کوشد تا مفهوم هولوگرام را از جنبه فیزیکی و علمی توضیح دهد و به استناد سخنانی از دانشمندان علم فیزیک، ثابت کند که «جهان و ما و هرچه در آن است – از دانه‌های برف تا درختان کاج، شهاب‌های فروافتاده و الکترون‌های چرخان – همگی فقط تصاویر شبح‌وار یا فراکنش‌هایی از سطح واقعیت است. چنان دور از واقعیت خاص ما که تقریبا ورای مکان و زمان قرار می‌گیرد.»

هنگام خواندن کتاب، بارها به یاد عرفا و بزرگان این عرصه خواهید افتاد که به استناد متون موجود در ادبیات ایران، از قدرتی ورای قدرت انسان‌های معمولی برخوردار بوده‌اند. جایی از کتاب، به مقوله هاله نور یا انرژی‌ای که وجود انسان‌ها را احاطه کرده اشاره می‌شود و اینکه یکی از عرفای هندی چنان نوری از خود ساطع می‌کرده که می‌توانسته در پرتو آن مطالعه کند. این مقوله “کرامات” که در عرفان ایران آنقدر به آن اشاره شد، از همین سنخ و جنس است. برخی عرفای معروف، به مدد قدرت عظیم خویش در شناخت هستی،‌ معجزاتی از خود بروز داده‌اند.

این کتاب می‌کوشد تا به آدم‌های “تک ساحتی”، بفهماند که چشم دل را هم باز کنیم، شاید که به مدد آن، از این همه واقعیت‌هایی که احاطه‌مان کرده، رها شویم. به هر حال، مهرجویی ترجمه‌ای روان و درست از این متن دشوار ارائه کرده و عجیب این است چه انگیزه‌ای باعث شده تا یک کارگردان سینما دست به چنین کاری بزند. متن پر از اصطلاحات علمی و تخصصی است که برای ترجمه آن و تطابق با واژگان فارسی، به ویژه نثر روان متن، تلاش فرساینده‌ای صورت گرفته. در عین حال، باید از “داریوش شایگان”، اندیشمند معاصر ممنون بود که به قول مهرجویی «کتاب جهان هولوگرافیک را نخست چند سال پیش دوست عزیزم، داریوش شایگان در سفر آمریکا کشف کرد و گویا چنان به هیجان آمده که چند روز بعد را فقط صرف صحبت در باب این کتاب کرده بود.» و مقدمه‌اش را چنین به پایان می‌رساند: «خاصیت دیگر کتاب آن است که شاید تلنگری باشد به کسانی که موج مدرنیته دل و ایمانشان را شبهه‌دار کرده و غبار شک بر آن نشانده است و نیز آنهایی که از سخنان متافیزیک بی‌محتوا خسته شده‌اند».

نظریه هولوگرافیک بودن جهان نه تنها واقعیت‌های ملموس زندگی ما را در برمی‌گیرد، بلکه می‌تواند پدیده‌های حیرت‌آوری همچون تله پاتی، نیروهای فراطبیعی انسان، وحدت کیهانی، درمان‌های معجزه‌آسا و … را توضیح دهد. با خواندن کتاب «جهان هولوگرافیک» با جهانی روبرو می‌شویم که هر ذره آن ویژگی‌های کل آن را در خود دارد و خواننده ایرانی بسیاری از مفاهیم متافیزیکی را که ریشه در فلسفه و عرفان شرق دارد در قالب زبانی روشن و امروزی باز می‌شناسد. کتاب در قالب سه بخش کلی تدوین شده است:

• نگاهی تازه و استثنایی به واقعیت

• ذهن و جسم

• فضا و زمان

 

 

 

 

خلاصه کتاب

آیا جهان ما واقعی است یا هولوگرامی در پهنه گیتی؟ آیا روزی می توان پرده از راز هستی برداشت و پاسخ مناسبی برای پرسشهای بشر یافت؟ از این دست پرسشها در تمام اعصار ذهن بشر را درگیر خود کرده است، یکی از آن رویدادها در سال ۱۹۸۲ در دانشگاه پاریس به وقوع پیوست. یک تیم تحقیقاتی که توسط فیزیکدان “آلن اسپکت” هدایت می شد، آزمایشی را انجام داد که ممکن است مهمترین آزمایش قرن بیستم باشد. برخی نیز معتقدند کشف او ممکن است چهره علم را دگرگون سازد. اسپکت و تیمش کشف کردند که تحت شرایطی، ذرات زیراتمی نظیر الکترونها صرف نظر از فاصله بین آنها قادرند با یکدیگر بطور همزمان ارتباط داشته باشند. مهم نیست فاصله آنها از هم ده فوت یا یک میلیارد مایل باشد. هر ذره همیشه به گونه ای می داند که دیگری چه می کند. مشکل این شاهکار در این است که اصل مسلم فرض شده اینشتین را نقض می کند که هیچ ارتباطی نمی تواند سریعتر از سرعت نور سفر کند؛ زیرا سفر سریعتر از سرعت نور برابر است با شکستن مانع زمان!

این دور نمای ترسناک سبب شده تا برخی فیزیکدانان کوشش کنند با روشهای پر زحمت و به تفصیل یافته های اسپکت را توجیه کنند. فیزیکدان دانشگاه لندن، “دیوید بوهم” معتقد است یافته های اسپکت دلالت بر این دارد که واقعیت عینی وجود ندارد و در عمل جهان یک هولوگرام تفصیلی شبح گونه، عظیم و با شکوه است. برای درک اینکه چرا بوهم چنین ادعای شگفت انگیزی می کند، باید ابتدا کمی در مورد هولوگرام دانست.

یک هولوگرام عکسی سه بعدی است که با کمک لیزر ساخته می شود. برای ساخت یک هولوگرام، شیئی که باید مورد عکاسی قرار گیرد ابتدا در نور یک اشعه لیزر غرق می شود، سپس اشعه دومین لیزر با انعکاس نخستین اشعه برخورد می کند و بر می گردد که به یک الگوی تداخلی منجر می شود. وقتی فیلم ظاهر می شود، یک گرداب چرخشی بی معنی از نور و خطوط تیره بنظر می رسد. اما بمحض آنکه فیلم ظاهر شده با پرتوی اشعه لیزر دیگری روشن شود، یک تصویر سه بعدی از شیئی اصلی ظاهر می شود.

اگر هولوگرام یک گل سرخ از وسط به دونیم شود و بعد با پرتوی اشعه لیزر روشن شود، مشخص می شود هر نیمه باز تصویر کامل گل سرخ را نشان می دهند. در واقع، حتی اگر این نیمه ها مجددا نصف شوند، باز هم هر کدام حاوی نسخه دست نخورده تصویر اصلی ولی کوچکتر می باشند. برخلاف تصاویر عادی، هر بخش از یک هولوگرام شامل تمامی اطلاعاتی است که کل آن دارد. این ماهیت کل به جزء به ما درک کاملا جدیدی از سازمان و نظم می دهد.

علم در بخش بزرگی از تاریخچه خود متعصبانه تلاش کرده تا به بهترین روش یک پدیده فیزیکی را درک کرده، چه قورباغه چه یک اتم، آن را شکافته و بخشهای مرتبط را مورد مطالعه قرارداده است. بوهم معتقد است دلیل اینکه ذرات زیراتمی علیرغم فاصله ای که آنها را از یکدیگر جدا می کند قادرند در تماس با هم باشند، این نیست که نوعی پیام مرموز بین هم رد و بدل می کنند؛ بلکه دلیلش این است که جدا بودن آنها، یک توهم است. بحث او این است که چنین ذراتی موجودیتهای مستقل و منفرد نیستند؛ بلکه امتدادی از یک منشاء بنیادی می باشند.

برای اینکه آنچه او می گوید را افراد بهتر بتوانند تصور کنند، بوهم تصویر زیر را ارائه می دهد. تصور کنید یک ماهی درون یک آکواریوم باشد. همچنین تصور کنید که قادر نیستید بطور مستقیم آکواریوم را ببینید، بلکه به وسیله دو دوربین تلویزیونی که یکی در جلوی آکواریوم و دیگری در پهلوی آن قرار دارد قادر به مشاهده آن هستید. همانطور که شما به این دو مانیتور تلویزیونی خیره شده اید، فرض می کنید که ماهی های در هر یک از دو تصویر، موجودیت های متمایزی دارند. دست آخر، چون دوربینها در زوایای متفاوتی نصب شده اند، هر تصویر با دیگری کمی متفاوت است. اما همانطور که به مشاهده دو ماهی ادامه می دهید، سرانجام درک می کنید که ارتباط معینی بین آنها وجود دارد. وقتی یکی دور می زند، دیگری نیز کمی متفاوت ولی مطابق با اولی حرکت می کند، وقتی یکی رو به جلو می رود، دیگری بسوی پهلو می رود. اگر از میدان دید کامل این وضعیت بی اطلاع باشید، ممکن است حتی نتیجه بگیرید که این ماهیها باید بطور همزمان با هم ارتباط داشته باشند، اما واضح است که این صحیح نیست. بوهم می گوید این دقیقا چیزی است که بین ذرات زیر اتمی در آزمایش اسپکت روی می دهد.

طبق نظر بوهم، ارتباط سریعتر از سرعت نور بین ذرات زیر اتمی در واقع به ما می گوید که سطح پایینتری از واقعیت وجود دارد که ما اطلاعی از آن نداریم، یک بعد پیچیده تر، ماورای ابعاد ما که مشابه مثال آکواریوم است. او می گوید ما اشیایی نظیر ذرات زیر اتمی را مجزا از یکدیگر می بینیم؛ زیرا فقط بخشی از واقعیت وجودشان را درک می کنیم. چنین ذراتی بخشهای مجزا نیستند، بلکه سطوح کوچکتری از موجودیتی عمیقتر و بنیادی تر هستند که نهایتا بصورت یک هولوگرافیک و نامرئی به نمایش در می آیند، همانند گل سرخی است که پیش از این مطرح شد و چون در فیزیک واقعیت از این تصویرهای خیالی تشکیل شده، جهان خود نیز یک تصویر ناشی از پرتوافکنی هولوگرام است.

در یک جهان هولوگرافیک، حتی زمان و فضا نمی توانند دیگر بصورت واقعیت بنیادی در نظر گرفته شوند. چون در جهانی که هیچ چیز واقعا جدا از چیزهای دیگر نیست، فرضیاتی نظیر مکان و زمان در هم می شکنند. زمان و فضای سه بعدی نیز، نظیر تصاویر ماهی ها در مانیتورهای تلویزیون، باید بصورت تصویر ناشی از پرتوافکنی از یک نظم عمیقتر در نظر گرفته شوند. در سطح پایینتر، واقعیت فقط نوعی سوپر هولوگرام است که در آن گذشته، حال و آینده همگی همزمان وجود دارند؛ ولی این مغز انسان است که به هر کدام از زاویه ای می نگرد و توانایی تجسم همزمان آنها را ندارد.

مطالعه بیشتر

   راهنمای خرید:
  • پرداخت با کلیه کارتهای بانکی عضو شتاب امکانپذیر است.
  • برای دانلود فایل روی دکمه "افزودن به سبد خريد " کلیک کنید.
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • همچنین با مراجمعه به بخش تاریخچه پرداخت میتوانید فایل های خود را دانلود کنید.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
  • توجه : شما عزیزان میتونید با ثبت نام در سایت و شارژ کیف پول خود از تخفیف بیشتر برخوردار شوید

فروشگاه اینترنتی زی فایل برترین و معتبرترین فروشگاه فایل و جزوات درسی. در صورت داشتن سوال و مشکل از بخش تماس، با ما در ارتباط باشید. 

توجه : درصورتي كه دنبال كتاب خاصي ميباشد و در وبسايت موجود نيست ميتوانيد از طريق بخش درخواست كتاب درخواست خود را براي ما ارسال كنيد

 

حمايت مالي از وبسايت زي فايل :

از طریق لینک زیر میتوانید از وبسایت زی فایل حمایت مالی کنید 

حمایت مالی